تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

دانلود آهنگ جدید


 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : چهارشنبه 5 فروردین 1394
نظرات
نگاه کُن که غم درون دیده‌ام  چگونه قطره قطره آب می‌شود  چگونه سایۀ سیاه سرکشم  اسیر دست آفتاب می‌شود  نگاه کُن تمام هستی‌ام خراب می‌شود  شراره‌ای مرا به کام می‌کشد  مرا به اوج می‌بَرد  مرا به دام می‌کِشد  نگاه کُن تمام آسمانِ من  پُر از شهاب می‌شود  تو آمدی ز دورها و دورها  ز سرزمین عطرها و نورها  نشانده‌ای مرا کنون به زورقی  ز عاج‌ها، ز ابرها، بلورها  مرا ببر امید دل‌نواز من ببر به شهر شعرها و شورها  به راه پُر ستاره می‌کشانی‌ام  فراتر از ستاره می‌نشانی‌ام  نگاه کُن من از ستاره سوختم  لبالب از ستارگان تب شدم  چو ماهیان سرخ‌رنگ ساده دل  ستاره‌چین برکه‌های شب شدم  چه دور بود پیش از این زمین ما  به این کبود غرفه‌های آسمان  کنون به گوش من دوباره می‌رسد  صدای تو  صدای بال برفی فرشتگان  نگاه کُن که من کجا رسیده‌ام به کهکشان، به بیکران، به جاودان  کنون که آمدیم تا به اوج‌ها  مرا بشوی با شراب موج‌ها  مرا بپیچ در حریر بوسه‌ات  مرا بخواه در شبان دیر پا  مرا دگر رها مکُن مرا از این ستاره‌ها جدا مکُن

نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : یکشنبه 12 بهمن 1393
نظرات

قسم به عشق که دنیای من اگر دنیاست
بیا برای تو باشد هر آن‌چه در فرداست

که عمر من صدو پنجاه سال اگر باشد
تمام عمر، فقط فرصتم همین حالاست

به قدر لذّتِ یک لحظه چای نوشیدن
به برکتِ گل سرخی که نقش فنجان‌هاست

چقدر قطره‌ی باران که زیر پا افتاد
ولی طریقتِ دریا هنوز پا بر جاست

چگونه می‌شود از پشت دود ماشین‌ها
برای پنجره ثابت کنم جهان زیباست

فقط خداست که هر جا و هر زمانی هست
بگو که باهمه‌ی شهرتش چرا تنهاست


ادامه مطلب
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : جمعه 10 بهمن 1393
نظرات

به شب و پنجره بسپار كه بر می گردم
 عشق را زنده نگــه دار كـه بر می گردم
بس كن این سر زنش "رفتی و بد كردی" را
دست از این خاطـره بردار كــه بر می گردم
دو سه روزی هم - اگر چند - تحمل سخت است
 تكیــه كـــن بــــر تن دیــــوار كــه بر می گردم
 بین ما پیشترک هر سخنــی بود گذشت
عاشقت می شوم این بار كه بر می گردم
 گفته بودی دو سحر چشم به راهم بودی
 بــــه همــان دیده بیدار كـــه بر می گردم
 پرده ی تیره ی آن پنجره ها را بردار
روی برف آیینه بگذار كه بر می گردم
 پشت در را اگر انداخته ای حرفی نیست
به شب و پنجـــره بسپار كــــه می گردم






( امید مهدی نژاد )
ادامه مطلب
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : پنجشنبه 9 بهمن 1393
نظرات

گرگ روزگار بودم....

شغال ها هم جرات رویا رویی با من را نداشتند.....
حال که توبه کرده ام ...آهو ها هم برایم خط و نشان میکشند....
درست است که ما رفته ایم و توبــــه کرده ایم اما به آهو ها بگویید در قلمروی ما با احترام عبور کنند مگر نمیدانند که توبه گــــــــــــــــــــــرگ مـــــــــــــــــــــرگ است


ادامه مطلب
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : پنجشنبه 9 بهمن 1393
نظرات
امتحان ...
امتحان ...
امتحان ...

تا حالا دقت کردیم ک هر روز از هزااااااار جا
داریم مورد تست و امتحان قرار میگیریم و خودمون غافلیم؟
.
.
.
حواسمون یکم بیشتر ب خودمون باشه
اول هم از خودم شروع میشه!!!
امتحان،  خراست!!!

ادامه مطلب

 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور