تبلیغات
قصه هــــای جوجه بیشعـــور
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

دانلود آهنگ جدید



 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : جمعه 20 فروردین 1395
نظرات
. دلم گرفته دلم بد جور گرفته و اینبار نه تقصیر ابر های تو آسمونه و نه حتی سکوت پنجره باز این چهار دیوار خاموش ... دلم گرفت و بی دلیل تنها و غریب فقط سر بر بالین سخت میگذارم تا یادم برود دلم گرفته

نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : جمعه 6 فروردین 1395
نظرات
به سوی تو
به شوق روی تو
به طرف کوی تو
 سیپیده دم آیم
مگر تو را جویم
 بگو کجایی
نشان تو
گه از زمین گاهی
از آسمان جویم
 ببین چه بی پروا
ره تو می پویم
 بگو کجایی
کی رود رخ ماهت از نظرم
نظرم،
 به غیر نامت کی نام دگر ببرم
اگر تو را جویم
حدیث دل گویم
 بگو کجایی
به دست تو دادم
 دل پریشان دگر
 چه خواهی
فتاده ام از پا
بگو که از جانم
دگر چه خواهی
یک دم از خیال من
 نمی روی ای غزال من
دگر چه پرسی ز حال من
یک دم از خیال من نمی روی ای غزال من
دگر چه پرسی ز حال من
تا هستم من اسیر موی توام
به آرزوی تو ام
اگر تو را جویم حدیث دل گویم
بگو کجایی
به دست تو دادم دل پریشانم
بگو کجایی
فتاده ام از پا بگو که از جانم
دگر چه خواهی

مرتبط با: زندگی ,
 اشک
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : جمعه 28 اسفند 1394
نظرات

وقت خواب است و
دلم
پیش تو
سرگردان است...

شب بخیر
ای نفست
شرح پریشانی من




نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : جمعه 28 اسفند 1394
نظرات
نمیدونم دقیقا...
گاهی اوقات ادم از ی خیابون رد میشه
 یه تایمایی ی هواهایی هست ک توی تاریخ زندگیش میگرده ک ببینه این حال و هوا کی و کجا و با چه خاطره ای بوده که اینقدر آشناست
بعد وقتی پیدا نمیکنه...
دلش میگیره...
حالا من ک ابنجوریم...
بقیه رو نمیدونم ...
گاهی اوقات هم ادم دلش برای ی چیزایی یا یه کسایی تنگ میشه ک تحربه تا دیدنشون هم شاید توی قیامت هم دیگه رخ نده...
دلیل تا بخای زیاد هست ...
اما
همش گنگ ...
تار ...
بدون هیچ تصویر ذهنی شفاف...
سخته
لا اقل برای من...
حس دلگرفتگیش رو دوس دارم چون اشکمو در میاره
اما زجرم میده...
سخته

نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : سه شنبه 11 اسفند 1394
نظرات
شعله ی عشق است کندر نی فتاد
.
.
.
مولانا راست میگه
اما درک اون از نی و عشق کجا و درک ما ...
آدم تو زندگیش گاهی به جاهایی میرسه، خواسته یا ناخواسته که میمونه توی کار دنیا
میمونه تو جواب اینکه :
آخه دنیا، دقیقا فازت با ما چیه ...
یه جورایی گه گیج فانتزی
مثل قدم زدن روی برف با پای برهنه
.
.
.
ما که سر در نیاوردیم ...
ولی بدی ماجرا ، اون ترسیه که از عواقبش آدمو میگیره ..
.
.
.
امید وارم هیچ وقت به این داستان بی سر و ته دچار نشید...
ان شالله

شب همگی بخیر و خوش
ج.ب

مرتبط با: زندگی ,

 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور