تبلیغات
قصه هــــای جوجه بیشعـــور
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : پنجشنبه 5 اسفند 1395
نظرات
زین پس
.
.
.
نه
بائد از اینجا شروع کنم
که ...
همیشه همه چیز اونجوری که میخای پیش نمیره
ادعای آدما اونجوری که میگن نیست
آدمها زود همه چیز رو فراموش میکنن
مخصوصا تعهد هاشون
عذر خواهیاشون
قول هاشون
قرار و مدار ها و هر چیز دیگه ای که فکرشو می کنید
اما
ته ماجرا چیزی جز پشیمونی نیست
ناراحتی ای که از فراموش کردن ها نشأت میگیره
.
.
.
ماها ...
ماهایی که قلبمون جلوتر از عقلمونه، شاید این چیزا رو بیشتر میبینیم
چون ما خودمون از همه این مسائل فراری هستیم ، اینها بیشتر از بقیه به چشممون میاد
اما خب گاهی خودمون هم ممکنه بیراهه بریم
.
.
.
جوجه بیشعور ی تجربه بدی داشت
له شدن دربرابر اخلاص
خورد شدن در برابر علت ها
خفگی بخاطر چیزی که اصلا بهش ربط نداشت
.
.
.
آهای ، زین پس
زین پسِ  پس ...
هروقت از خونه اومدید بیرون، قبلش قلبتون رو چسبکاری کنید
که اگه ی وقت بی هوا شکست، خورده هاش نریزه زمین و دست و پاتون رو بِبُره!
پنبه بذارید تو گوشتون تا ی سری چیزا رو نشنوید مخصوصا ناسزا ها رو!
عینک کوری بذارید رو چشماتون تا نور بدی ب چشماتون نرسه!
شاید اینجوری کمی بیشتر بشه نفس کشید... شاید
.
.
.
یادتون نره!


نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : شنبه 2 بهمن 1395
نظرات
به این جمله از شازده کوچولو بشدت اعتقتد دارم :

فقط بچه ها هستن که دقیقا میدونن چی میخوان !!!!

بیایدگاهی بچه باشیم

نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : پنجشنبه 23 دی 1395
نظرات
چند وقته
آینه هم منو نمیشناسه
امروز
وقتی داشتم تو آینه نگاه میکردم و
موهامو از کنار پیشونیم که کم کم ریخته ب سمت بالا شونه میکردم
دقت کردم  و دیدم چقد یه جوری شدم
چقد یهو سنم رفت بالا
قیافه خودمو وقتی ترم اول بود ک میرفتم دانشگاه، تصور کردم و دیدم
اینی ک جلو آینه است
چقدر با اون بچه ۱۰سال پیش فرق کرده
چقدر زمان ناملموس میگذره
چرا ماها اینقدر بیتوجه شدیم ب گذر زمان
و برگشت ناپذیری او ؟
چقد بده
که
دقت بکنی تو آینه و ببینی خودتو نمیشناسی
.
.
.
چقدر یه جوریه !!!

نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : سه شنبه 9 آذر 1395
نظرات

تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی ببینی به جز خودت هیچ کس توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستی..


 اون روز چه لباسی می پوشی؟
چه طلایی به خودت آویزون می کنی؟
با چه ماشینی گردش می کنی؟
 کدوم خونه رو برای زندگی انتخاب می کنی؟
شاید یک نصفه روز از هیجان این همه ثروت به وجد بیای اما کم کم می فهمی حقیقت چیه.


 وقتی هیچ کس نیست که احساستو باهاش تقسیم کنی، لباس جدیدتو ببینه.
 برای ماشینت ذوق کنه، باهات بیاد گردش، کنارت غذا بخوره، همه این داشته هات برات پوچه .دیگه رانندگی با وانت یا پورشه برات فرقی نداره...
خونه دو هزار متری با 45 متری برات یکی میشه طلای 24 عیار توی گردنت خوشحالت نمی کنه. همه اسباب شادی هست



 اما هیچ کدومشون شادت نمی کنه چون کسی نیست که شادیتو باهاش تقسیم کنی.

 اون وقته که می بینی چقدر وجود آدم ها با ارزشه. چقدر هر چیزی هر چند کوچیک و ناقص، با دیگران بزرگ و با ارزشه...

فقط یک بار خوب به این موضوع فکر کنیم


مرتبط با: زندگی ,
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : دوشنبه 8 آذر 1395
نظرات
دو روز گذشته
دو روز از اول تا الآن است که می گذرد
اعداد در پس کاغذ های این سر رسید کهنه و فاسد شده ی در دست
حتی رنگ خود را هم از دست داده
...
دو روز گذشته
مثل همین هوای سرد و برفی که این شهر تنگ نظر را در بر گرفته بود و حالا
خورشید با سخاوت زمستانه ی خود
در این آذر ماه پاییزی
مثلا در حال تابیدن است
ولی افسوس
...
دو روز
گذشته
چیزی بر نمی گردد
چیزی عوض نمی شود
حتی صداهایمان در انعکاس زمان هم شنیده نخواهد شد
و پژواک های این « من » یک لا قبا، به نا کجا آباد باز تاب می شود
و تنها ...
و تنها این « نام » است که ماندگار شده
بی حرفی از ابهام و آیینه
خاطرات هر ساله
اسم
زمان
خاطره
رنگ
هوا
عدم
وجود
و ممکن الاتفاق های زندگی
.
.
.
دو روز گذشته
روز آخر هم سر میرسد



 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور