تبلیغات
قصه هــــای جوجه بیشعـــور
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : شنبه 10 تیر 1396
نظرات
امروز
دهم مرداد
وقتی هوا اینجوری ابری شد
دل من انگار ی جوریش شد
از اون جورا که خود آدمم نمدونه

دلم برا یه چیزایی تنگه
اونقدر تنگ که دلم میخوام زار زار گریه کنم

اما مشکلم میدونید کجاست ؟
اینه که دقیقا خودمم نمیدونم دلم برای چی تنگه

فقط در یک جمله میتونم بگم که:
ای کاش هیچ وقت بزرگ نشده بودم
همین


نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : یکشنبه 14 خرداد 1396
نظرات
گاهی اوقات که یادم میره کی هستم
گاهی اوقات که اصلا به کل فراموش کردم که کی بودم
گاهی اوقات که سر در گم در این ازدهام افکار گیج کننده ام
میام پای سیستم و تازه یادم میوفته که
یه وبلاگی بود و یه داستانی و یه ماجرایی
وقتی که رمز رو میزنم و وارد میشم انگار دریچه ای از خودم به روی چشمام باز میشه
.
.
.
اینجاست که میگم: آهااااا... این تویی
این درون توإ ...
این چیزیه که مدت هاست فراموشش کردی
.
.
. جوجه بیشعور ، جوجه ماشینی نیست ه 2 روزه بیاد و 3 روزه تموم شه و بره
حکایت داره
راز داره
هدف داره
چرا ما خودمون رو فراموش میکنیم ؟ !
یعنی زندگی اینقدر مارو درگیر میکنه که از خودمون بیخود میشیم در حدی که به کل فراموش میکنیم خودمون رو ؟

به عقیده من که اصلا درست نیست
راز زندگی در دل آدم نهفته است
تا زمانی که میدونی چی میخوای رازت به کمکت میاد
اما وقتی گیج شدی ، وقتی خودتو فراموش کردی
زندگی مثل دست و پا زدن در یه استخر 1 متری میمونه
نه شنا میکنی و حرکت
نه غرق میشی و فنا
الکی واسه خودتی ...
الکی برای خودمون نباشیم


نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : پنجشنبه 5 اسفند 1395
نظرات
زین پس
.
.
.
نه
بائد از اینجا شروع کنم
که ...
همیشه همه چیز اونجوری که میخای پیش نمیره
ادعای آدما اونجوری که میگن نیست
آدمها زود همه چیز رو فراموش میکنن
مخصوصا تعهد هاشون
عذر خواهیاشون
قول هاشون
قرار و مدار ها و هر چیز دیگه ای که فکرشو می کنید
اما
ته ماجرا چیزی جز پشیمونی نیست
ناراحتی ای که از فراموش کردن ها نشأت میگیره
.
.
.
ماها ...
ماهایی که قلبمون جلوتر از عقلمونه، شاید این چیزا رو بیشتر میبینیم
چون ما خودمون از همه این مسائل فراری هستیم ، اینها بیشتر از بقیه به چشممون میاد
اما خب گاهی خودمون هم ممکنه بیراهه بریم
.
.
.
جوجه بیشعور ی تجربه بدی داشت
له شدن دربرابر اخلاص
خورد شدن در برابر علت ها
خفگی بخاطر چیزی که اصلا بهش ربط نداشت
.
.
.
آهای ، زین پس
زین پسِ  پس ...
هروقت از خونه اومدید بیرون، قبلش قلبتون رو چسبکاری کنید
که اگه ی وقت بی هوا شکست، خورده هاش نریزه زمین و دست و پاتون رو بِبُره!
پنبه بذارید تو گوشتون تا ی سری چیزا رو نشنوید مخصوصا ناسزا ها رو!
عینک کوری بذارید رو چشماتون تا نور بدی ب چشماتون نرسه!
شاید اینجوری کمی بیشتر بشه نفس کشید... شاید
.
.
.
یادتون نره!


نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : شنبه 2 بهمن 1395
نظرات
به این جمله از شازده کوچولو بشدت اعتقتد دارم :

فقط بچه ها هستن که دقیقا میدونن چی میخوان !!!!

بیایدگاهی بچه باشیم

نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : پنجشنبه 23 دی 1395
نظرات
چند وقته
آینه هم منو نمیشناسه
امروز
وقتی داشتم تو آینه نگاه میکردم و
موهامو از کنار پیشونیم که کم کم ریخته ب سمت بالا شونه میکردم
دقت کردم  و دیدم چقد یه جوری شدم
چقد یهو سنم رفت بالا
قیافه خودمو وقتی ترم اول بود ک میرفتم دانشگاه، تصور کردم و دیدم
اینی ک جلو آینه است
چقدر با اون بچه ۱۰سال پیش فرق کرده
چقدر زمان ناملموس میگذره
چرا ماها اینقدر بیتوجه شدیم ب گذر زمان
و برگشت ناپذیری او ؟
چقد بده
که
دقت بکنی تو آینه و ببینی خودتو نمیشناسی
.
.
.
چقدر یه جوریه !!!

 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور