تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :


 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : سه شنبه 7 مرداد 1393
نظرات
گاهی باید فرو ریخته شوی برای ” بنای جدید” . . . .
بعضی ها آنقدر فقیر هستند که تنها چیزی که دارند پول است . .
همیشه خودت باش…
 دیگران به اندازه کافی هستند… . .
 روی بالشی که از مرگ پرنده ها پر است نمی توان خواب پرواز دید… . . .
 . انسانهای خوب همانند گلهای قالیند، نه انتظار باران را دارند و نه دلهره ی چیده شدن، دائمی اند! . . . .
 بعضی آدما نقش صفر رو بازی میکنن تو زندگی، اگه ضرب بشن تو زندگیت همه چیزت رو از بین میبرن! . . . .
ﭘﻮﻝ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺪ ﻣﺎﺳﺖ…
برﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﭘﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯾﻢ… . . . .
طلا باش تا اگه روزگار آبت کرد...روز به روز طرح های زیباتری از تو ساخته شود…
سنگ نباش...تا اگر زمانه خردت کرد، تیپا خورده هر بی سر و پایی بشوی! . . . .                                                      
ای کاش یاد بگیریم واسه خالی کردن خودمون....کسی رو لبریز نکنیم... . .
 . . داشتن مغز دلیل بر انسان بودن نیست، پسته و بادام هم مغز دارند… برای انسان بودن باید شعور داشت… . . .
. وقتی که نیاز بشر را وادار میکند تا از یتیم خانه دزدى کند، باید باور کرد “دزد” اشتباه چاپی کلمه “درد” است

نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : دوشنبه 23 تیر 1393
نظرات

مردی که لب نداشت
سرودۀ: احمد شاملو

با صدای:
احمد شاملو: راوی
میکائیل شهرستانی: حسین‌قلی
شهین علیزاده: ننه چاه
رضا کاووسی: حوض بابا
مجید حمزه: پشت‌بام
شهیندخت: دریا

تهیه شده در موسسۀ فرهنگی ـ هنری ماهور، تهران
تصویرگر نمونۀ چاپی کتاب: مهردخت امینی


ادامه مطلب
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : جمعه 30 خرداد 1393
نظرات

 

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد

امشب صدای تیشه از بیستون نیامد
شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد

خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا
صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد

از آه دردناکی سازم خبر دلت را
وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد

رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت؟
با صد امیدواری ناشاد رفته باشد

شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد

پرشور از "حزین" است امروزکوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد




نام شاعر : روان شاد حزین لاهیجی





نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : پنجشنبه 21 فروردین 1393
نظرات
دوستان گلم 
سلام و عرض احترام خاص 

- جریان زندگی آدم رو با خودش گاها بجایی میبره که برای مدتی کنترل همه چیز  از دست آدم خارج میشه 
چیز هایی که آدم دوست داره کنترلشون کنه 
اما واقعا امکان و شرایطش نیست ! 

- زندگی در حالت کلی چیز خوبیه 
میشه ازش ماهی های خوبی صید کرد 
اما به شرطی که هوشیار بود 
در خوشی ها و نا خوشی ها بهترین راه رو رفت 
صبور بود و از تعجیل در انجام کار ها پرهیز کرد 

- مشاور خوب داشته باشید 
کسی که براتون واقعا دلسوز باشه 
کسی که احساس به شما از روی رفاقت و مروت باشه 
نه از روی موقعیت شغلی و مکانی و زمانی شما 

- زندگی رو راحت بگیرید 
راحت و بدون استرس به وقایع رو برو بشید 
به جز خدا از کسی نترسید 
اخلاق رو رعایت کنید چرا که اگه در مسیر انسانیت و کار های خوب پیش برید هیچ گاه مجبور به ترس از غیر خدا نخواهید شد ! 
اونایی  همیشه دنبال راه های فرار هستند که بد کرده اند 
بد نکنید تا بد نبینید ! 

- همیشه کوتاه ترین راه سریع ترین راه نیست و بلند ترین راه عاقلانه نیست !!! 
مناسب باشید تا ناسب ببینید ! 

- خیلی خلاصه بخوام بگم این میشه که 

آدم باشید تا آدم ببینید ! 

اول هم از خودم باید شروع کنم 


- دوستتون دارم 
یه مدتی نیستم 
مراقب خودتون و خوبیاتون باشید ! 
فعلا 




نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : چهارشنبه 13 فروردین 1393
نظرات
یک روزی از اینجا میروم
با تصمیم قاطع
اما نه با جسم سالم
با پای قوی
ولی با قلبی پاره

یک روز از اینجا میروم
روزی که باید ، میروم!!!
روزی که باید ریشه حسرت ها را
در دل خاک نامردی ها فرو کرد

یک  روز از اینجا میروم
روزی که برای برگشت دیر باشد
روزی که پلی برای برگشت نمانده باشد
روزی که چشم های تر
در انتظار برگشت من باشند !!!
عمرا ً
بر نخواهم گشت ...

یک روز از اینجا میروم
قاطع
محکم
با اقتدار
تـــنــــــهــــــــــــا !!!




 
 
به نام بهترین تنها


به نام آنکه بر وجود انسان دمید

و به نام آنکه دل را آفرید

تا پدیده ای چون عشق را معلول آن کند

پس به نام پروردگار عشق و

به نام پروردگار هستی




به تقلید از سهراب میگم :

دلها را باید شست ...

جور دیگر باید عاشق شد ...

تا شقایق هست عشق را باید زمزمه كرد ...




جوجه بیشعور