تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

دانلود آهنگ جدید


 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : جمعه 10 بهمن 1393
نظرات

به شب و پنجره بسپار كه بر می گردم
 عشق را زنده نگــه دار كـه بر می گردم
بس كن این سر زنش "رفتی و بد كردی" را
دست از این خاطـره بردار كــه بر می گردم
دو سه روزی هم - اگر چند - تحمل سخت است
 تكیــه كـــن بــــر تن دیــــوار كــه بر می گردم
 بین ما پیشترک هر سخنــی بود گذشت
عاشقت می شوم این بار كه بر می گردم
 گفته بودی دو سحر چشم به راهم بودی
 بــــه همــان دیده بیدار كـــه بر می گردم
 پرده ی تیره ی آن پنجره ها را بردار
روی برف آیینه بگذار كه بر می گردم
 پشت در را اگر انداخته ای حرفی نیست
به شب و پنجـــره بسپار كــــه می گردم






( امید مهدی نژاد )
ادامه مطلب
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : پنجشنبه 9 بهمن 1393
نظرات

گرگ روزگار بودم....

شغال ها هم جرات رویا رویی با من را نداشتند.....
حال که توبه کرده ام ...آهو ها هم برایم خط و نشان میکشند....
درست است که ما رفته ایم و توبــــه کرده ایم اما به آهو ها بگویید در قلمروی ما با احترام عبور کنند مگر نمیدانند که توبه گــــــــــــــــــــــرگ مـــــــــــــــــــــرگ است


ادامه مطلب
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : پنجشنبه 9 بهمن 1393
نظرات
امتحان ...
امتحان ...
امتحان ...

تا حالا دقت کردیم ک هر روز از هزااااااار جا
داریم مورد تست و امتحان قرار میگیریم و خودمون غافلیم؟
.
.
.
حواسمون یکم بیشتر ب خودمون باشه
اول هم از خودم شروع میشه!!!
امتحان،  خراست!!!

ادامه مطلب
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : پنجشنبه 11 دی 1393
نظرات
حوالی خواب های ما سال پر بارانی بود...
 این را ک ب خاطر داری؟
 نه
دیگر مجالی برا ی گریستن نیست
 می خواهم سیگارم را با هوای تو نفس بکشم
 اما وقتی نیستی
نه هوایی برای نفس کشیدن میماند
...
 نه دلی برای سیگار کشیدن
 حالا مانده ام...
نمیدانم سیگار را ترک کنم
 یا
 نفس کشیدن را
 ج.ب

ادامه مطلب
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : شنبه 29 آذر 1393
نظرات

یکی از دوستام و خانمش میخواستن از هم جدا بشن
یه روز تو یه مهمونی بودیم ازش پرسیدم خانومت چه مشکلی داره که میخوای طلاقش بدی؟
گفت : یه مرد هیچ وقت عیب زنشو به کسی نمی گه….
بعد از چند ماه از هم جدا شدن و سالِ بعدش خانومش با یکی دیگه ازدواج کرد
یه روز ازش پرسیدم خب حالا بگو چرا طلاقش دادی ؟
گفت: یه مرد هیچوقت پشت سر زنِ مردم حرف نمی زنه

نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت 

بیهوده میکوشی بمانی مهربان ای دوست

شما ببخش که نامرد بودیم !


 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور