تبلیغات
قصه هــــای جوجه بیشعـــور - گذشتم
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : یکشنبه 13 بهمن 1392
نظرات
صدای نی لبک جاریست 
... 
ترک های دیوار کاه گل قلب من 
چه زیبا رقص میکنند 
با این حزن حنجره گرفته ی خونبار غمهای بی چاره ی من 
...
دلم بی هوشی میخواهد و چشمانم هوشیاری 
...
چه سخت است به حرف دل دردناک رسوا زده ام گوش کنم !!!
یا با چشمانم،  قدم زنان در گذر عمر خویش، زمان هدر دهم 
...
لحظه ی گنگی است 
...
صدای اذان دل به گوش میرسد ... 
وضویی میگیرم 
با اشک دیدگانم برای رسیدن به وحدت ِ وحید ِ  وَحی شده دل خویش
...
اقامه ی نماز دل را با آه 
قرائتش را با هق هق بی صدای خود
رکوع و سجودش را با دلی خمیده  
قنوتش را با دستان خالی 
تشهدش را بانگاه خیس و سلامش را 
و سلامش را ... 

حیف است ... 

حیف است که نماز دل را به همین زودی ... 
تو بگو .. 
چاره ای هست ؟ 

السلام علیکم و الرحمة الله و برکاتة

باید تمام میشد ... 

نمیدانم .. حس خوبی بود یا نه .. اما ارزشش را داشت 

دیگر دارم دیوانه میشوم ... 
هرچه میخواهم این پاره مشق های کاه گلی را تمام کنم نمیشود ... 

خودم نمیدانستم که اینقدر دل پری دارم ... 
دلم گرفته است ...  دلم عجیــــــب گرفته است ... 

گذشتم !! 


ج.ب



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Can you lose weight by doing yoga? پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:36 قبل از ظهر
Normally I do not read article on blogs, however I wish to say that this write-up very
compelled me to try and do so! Your writing taste has been surprised me.
Thanks, very great article.
foot pain سه شنبه 14 شهریور 1396 05:35 بعد از ظهر
I'm not sure exactly why but this web site is
loading extremely slow for me. Is anyone else having this problem or is it a issue on my end?
I'll check back later and see if the problem still exists.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور