تبلیغات
قصه هــــای جوجه بیشعـــور - دعایت میکنم
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : یکشنبه 13 بهمن 1392
نظرات
شب تاریک نیست گل من
هر شب تو را به دست فرشتگان میسپارم
مبادا غم در دلت خانه کند
من با دعاهایم برایت قشنگترین ارزوها را میکنم
دلت نلرزد من هستم
برایت دست رو به اسمان میکنم
تو بخواب راحت ارام جانم
من برایت هر شب نوری از خدا
 طلب ظلمت شبهایت میکنم.......

از دست نوشته های سحر حارثی



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
feet pain شنبه 18 شهریور 1396 04:41 قبل از ظهر
Great article. I will be dealing with a few of these issues
as well..
foot pain سه شنبه 14 شهریور 1396 05:55 بعد از ظهر
Hi, i think that i saw you visited my weblog thus i came to
return the desire?.I'm trying to to find issues to improve my website!I suppose its adequate to make use of some of your concepts!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور