تبلیغات
قصه هــــای جوجه بیشعـــور - آپاراتی آدما
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : جمعه 9 اسفند 1392
نظرات
لام 

خوبید ؟ 
همتون رو میگما ... ؟!! 
امروز ی چیزی به ذهنم رسید 
گفتم به شما ها هم بگم ! 

گاهی اوقات اما پر میشن ! مثل روزی که پست قبلی رو نوشتم ! 
از اونجایی که آدمها متفاوت هستند 
راه خالی شدنشون هم متفاوته ! 

گاهی اوقات ERROR هایی که مغزاشون میده با هم فرق داره گاهی یکیه ! 
اما راه حل این ERROR  ها برای هر کسی منحصر به فرده ! 
ممکنه تکراری هم داشته باشه .! 

اما قطعیت نداره ! 

به نظر من هر کدومتون که دارید این متن رو میخونید برید دنبال پیدا کردن راهی که زمان هایی که پر میشید خودتون رو خالی کنید ! 

مثلا یکی داد میزنه 
یکی سیگار میکشه 
یکی قهوه میخوره چایی میخوره 
میره بیرون 
قدم میزنه 
دست به قلم میشه و...
  اووووووو یه عالمه راه هستش ! 

دنبالش باشید 

تا وقتایی که احساس پنچر شدن بهتون دست داد در به در دنبال آپاراتی آدما نگردید !!! 




راه حل رو داشته باشید که سریع دست به کار بشید !!! 
از ما گفتن بود ! 
فعلا ! 

مرتبط با: زندگی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
foot pain سه شنبه 14 شهریور 1396 06:55 بعد از ظهر
I all the time used to study paragraph in news
papers but now as I am a user of net thus from
now I am using net for content, thanks to web.
قندتلخ دوشنبه 12 اسفند 1392 12:00 بعد از ظهر
سلام ممنون بابت راهنمایی
علی یکشنبه 11 اسفند 1392 09:43 بعد از ظهر
سلام.
اگه اسم من مراد بود بازشانس با هوشنگ میشد.بعضی آپاراتی ها خوبن بعضی ها درجا ما رو آپاراتی خودشون میکنن :)
جوجه بیشعور پاسخ داد:
ایشالا آپاراتی دلتو پیدا کنی
بشار یکشنبه 11 اسفند 1392 12:54 بعد از ظهر

قندتلخ شنبه 10 اسفند 1392 10:41 قبل از ظهر
سلام مرسی ولی یه وقتایی مخ پنچرمیشه اونموقع چکنیم؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور