تبلیغات
قصه هــــای جوجه بیشعـــور - سقوط آزاد
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : پنجشنبه 15 اسفند 1392
نظرات

از اسب که بیفتی
اسیر سرزنش خاک می شوی
در این سرزمین ،
سقوط آزاد هم ممکن نیست …

دلم سقوطی میخواهد به ارتفاع همه ی زندگی ام 
تا مرور کنم همه لحظه های گذشته ام را
این تنها فرصت جبران و تنها راه عقب گرد به گذشته است



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
foot pain سه شنبه 14 شهریور 1396 06:39 بعد از ظهر
Right here is the perfect site for anybody who would like to understand this topic.
You understand so much its almost hard to argue with you
(not that I personally would want to…HaHa). You definitely
put a brand new spin on a subject that's been discussed for many years.

Wonderful stuff, just great!
علی سه شنبه 20 اسفند 1392 12:39 قبل از ظهر
سلام.خوبی؟وب های مختلفی میرم و سرک میکشم مطالبهای گوناگونی میخونم دوست من نه میدونم چندسالته پسری یا دختر سوادت درچه حده و نمیخوام بدونم اینارو اما این سقوط آزاد بد رو مخم رفته جوجه افکارهر آدم رو درماه بخوای بسنجی فقط 10الی20% فکرمفید داره سقوط نکن 1روز که فکرت درگیر نیست به گذشته برو هراتفاقی که برات مرور شد یادداشت کن تموم شد بخون اون چیزی رو که بیشتر باعث شد بری به گذشته روش فکرکن اگه واسه آیندت میخای باشه برو دنبالش ممکنه 1دفترخاطرات باشه یاهمبازی قدیمی یا دوست دوران گذشته فرقی نداره فقط بهش فکرکن دوست من قصدجسارت و فضولی درکار و افکارت نداشتم فقط راه حل دادم شایدم راه حل من 1چیز مسخره باشه اما به امتحانش میارزه:)
علی یکشنبه 18 اسفند 1392 01:17 قبل از ظهر
سلام دوباره اومدم.
آدمی اگه برای جبران گذشته هاش فرصت بخواد و برگرده به عقب بازهمون کارهارو انجام میده زمانی میتونه عقب گرد کنه به گذشته بدونه واسه آیندش چیزی رو درگذشته جا گذاشته وإلا کل زندگی حتی آینده هم میشه گذشته سقوط رو بیخیال بچسب به صعود زمانی رو به سقوط باش نه برای جبران برای چیز باارزشی که درگذشته جاگذاشتی و میدونی در آینده حسرتش به دلت می مونه.جوجه
جوجه بیشعور پاسخ داد:
درست میگی حاج علی آقا
علی شنبه 17 اسفند 1392 01:56 قبل از ظهر
سلام وصدسلام جوجه خان .جوجه دلنوشته هامو برات گذاشتم:)
"نبودن ها"
دلم تنگ است خیلی تنگ برای روزهایی که قهقهه شادی لحظاتمان سربه فلک می کشید و تو آهسته در گوشم میگفتی:هیس!خواب است آرامتر،آرام باش مبادا بیدار شود.پرسیدم:ازخدا نزدیکتر کیست؟با لبخندی بغض آلود پاسخ دادی:"نبودن ها"
چه زود نبودن ها آمد زودتر ازبهار،روزهای بهاری و سبزم تبدیل به خزان زرد و نارنجی شد
حال خدایا!تو که ازاین "نبودن ها"نزدیکتری و من در این لحظات دلتنگی تورو می یابم خود بگو چه کنم؟
جوجه بیشعور پاسخ داد:
عالی بود ... واقعا میگم
ثریا جمعه 16 اسفند 1392 09:43 بعد از ظهر
سلام. خوبین؟ متن قشنگی بود
یک سر به کلینیک خدا بزن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور