تبلیغات
قصه هــــای جوجه بیشعـــور - چاره
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : جمعه 23 اسفند 1392
نظرات
چاره ی  دل بیچاره آدم
کی میدونه چیه؟!
 وقتی آسمون داره به دور سرت میچرخه و
همه چیز رنگ و بوشون رو از دست دادن
و ...
هی...
بگذریم
تا کی بشینیم و از این ور و اون ور شکایت کنیم
بدون اینکه خودمون یه حرکتی کرده باشیم

چند روز پیش ها یه بیلبورد دیدم تو خیابون که روش نوشته بود که :
" برای بازسازی، باید از خودمون شروع کنیم "

پاشم !!!
پاشم به فکر اصلاح خودم باشم بله مثمر ثمر واقع شد !!!

چی دارم بگم ؟!!
اگه چیز دیگه هم میشه گفت بگید تا بگم !


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
How much can you grow from stretching? شنبه 18 شهریور 1396 04:32 قبل از ظهر
You are so cool! I don't think I've truly read
through anything like that before. So nice to find
another person with unique thoughts on this issue.
Seriously.. thanks for starting this up. This website is one thing that's needed on the
web, someone with a bit of originality!
علی چهارشنبه 28 اسفند 1392 12:23 قبل از ظهر
به راستی نجابت اسب ستودنی است یا ذکاوت انسان؟
1سال وقت داری فکرکنی جوابشو بدی گزینه سوم درسته هر2.حالا که بهم میگی حاجی میخواستم صدات بزنم حاج جوجه اما یادم اومد فقط 1حاج داریم اونم از نوع نادرش زنبورعسل:)
جوجه بیشعور پاسخ داد:
:)))))))))
علی دوشنبه 26 اسفند 1392 03:21 بعد از ظهر
ازبس حرفای دلگیرانه نوشتی دلم پنچر شد خدانکنه دل کسی پنچر بشه چون راهی نداره اگه دلت جایی گیر باشه کل زندگیت نخ کشه بازمیشه کاریش کرد دل بشکنه باز میشه ترمیم کرد اما پنچری دل رو فقط باید داد دست اونیکه پنچرش کرد خودمم نفهمیدم چی گفتم ببخشید
علی دوشنبه 26 اسفند 1392 03:19 بعد از ظهر
ازبس حرفای دلگیرانه نوشتی دلم پنچر شد خدانکنه دل کسی پنچر بشه چون راهی نداره اگه دلت جایی گیر باشه کل زندگیت نخ کشه بازمیشه کاریش کرد دل بشکنه باز میشه ترمیم کرد اما پنچری دل رو فقط باید داد دست اونیکه پنچرش کرد خودمم نفهمیدم چی گفتم ببخشید
جوجه بیشعور پاسخ داد:
الهی ... حاج علی آقا
چشم .. شاد هم مینویسم !!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور