تبلیغات
قصه هــــای جوجه بیشعـــور - خوشحالم
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : چهارشنبه 19 آذر 1393
نظرات
تنها جایی که میتونم از ته دلم داد بزنم همینجاست 
خو شحالم که این میعاد گاه رو حد اقل برای خودم  دارمش 
خوشحالم ... 
امید وارم این یکی تا آخر عمرم بمونه برام ...



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
foot pain سه شنبه 14 شهریور 1396 03:44 بعد از ظهر
Hello! I've been following your site for a long time now and finally got the courage to go
ahead and give you a shout out from New Caney Tx!
Just wanted to say keep up the good job!
منگوله شنبه 27 دی 1393 12:46 بعد از ظهر
برای ورود کلیک کردم اما هیچ صفحه ای باز نشد !!
دیوووونه حداقل پاکش میکردی !!
غریبه چهارشنبه 26 آذر 1393 07:34 بعد از ظهر
غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صداو گودی پنهان شده که بسیار نزدیک ماست ولی کمتر از آنجا میگذریم وآن دل خود ماست.
غریبه چهارشنبه 26 آذر 1393 07:33 بعد از ظهر
آرامم مثل مزرعه ای که تمام محصولش را آفت زده دیگر نگران داس ها نیستم اگر روزی خواستی بگی دوستت ندارم آرام آرام بگو تا آهسته آهسته بمیرم.
غریبه چهارشنبه 26 آذر 1393 07:30 بعد از ظهر
می نویسم د-ی-د-ا-ر
تواگر بی من و دلتنگ منی یک به یک فاصله ها را بردار
غریبه دوشنبه 24 آذر 1393 02:49 قبل از ظهر
بی تو فضای قلب خستم تاریک و سوت وکوره انگار
هم صحبت من شده بی توعکسای جامونده رو دیوار
خاطرات مازیاده تو گوشه گوشه ی خیالم
ماعاشق هم بودیم یروز ازتو فقط اینه سوالم
این همه فاصله بگوازکجا یهو بین ماپیداشد
پر ازغم شدیم دور از هم شدیم دستای ماتنهاشد
کسی بجای تو نتونست تنهائیمو ازم بگیره
حتی اگه نخوای دوباره،رویای من سمت تو میره
هیچکی مثه من نمیتونه تاپای جون بمونه باتو
واسه من عاشق،عزیزم هیچکی نمیفهمه نگاتو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور