تبلیغات
قصه هــــای جوجه بیشعـــور - راه عاشقی
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : پنجشنبه 13 فروردین 1394
نظرات
وقتی می گوید:
 "دوســـــــتــــــتـــــــــــــ دارم "
، زل زل در چشمهایش نگاه نکن!!
 بی هیچ حرفی،
 بی هیچ عکس العملی!
تنها با گفتنِ "من هم دوستت دارم"، این لحظه را تمامش نکن!!!
  جیغ بزن ...
  محکم در آغوشش بگیر ...
بوسه بارانش کن ...! 
بگذار آنقدر از گفتنِ این کلمات به شوق بیاید که اگر فردا باز هم خواست بگوید جورِ دیگر بگوید ... یا اصلا نگوید ...!!!
 دستت را بگیرد ببرد،
تمامِ دوست داشتن را نشانت بدهد
  مثلا رو به رویِ آینه بایستد کنارِ تو... بگوید :
 " چه می بینی ؟؟!
" بگویی : "خودمان را... "
  بگوید :  
 اما من ... تنها تو را می بینم ... " دنــــــــــیـــــــایــــمــــــــــ " را می بینم ...

مرتبط با: زندگی , خاطرات ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
غریبه چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 04:13 بعد از ظهر
دارم به اجزای تشکیل دهنده ام تجزیه میشوم آب:باد:خاک واین آتشی که تو به جان من انداخته ای
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور