تبلیغات
قصه هــــای جوجه بیشعـــور - توبه مجنون
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : سه شنبه 18 فروردین 1394
نظرات
بــه مجــنون گفـت روزی ساربانی
چــرا بیــهوده در صحــــرا دوانــی

اگـــر بــا لیلــی‌ات بــودی سروکار 
شـــده آن بــی وفـــا با دیگری یار

سر زلفش ‌به دسـت دیگران است 
تـــو را بیهوده در صحرا دوان است

ز حـرف ساربــان مجنون فغان کرد
جوابـش ایـــن رباعـی را بیـان کرد

درخت بی ثمر هر کس نشاند
دوای درد مجنون را بداند

میان عاشق و معشوق رمزی است
چه داند آنکه اشتر می چراند

بــه مجـنون گفت کآخـر ای بداختر 
گنــاهــی از محـبت نیـست بدتــر

تـــو را ایـزد بـه توبـه امــر فرمـود 
بـرو از عشــق لیـــلا توبه کن زود

چو بشنید این سخن مجنون فغان کرد
به زاری سر بسوی آسمان کرد

بگفتا توبه کردم توبه اولیٰ
ز هر چیزی به غیر از عشق لیلا ...!

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
لیلی سه شنبه 18 فروردین 1394 04:05 بعد از ظهر
سلام عزیز خوبی؟ مطالب وبلاگتو دیدم بسیار زیبا بود معلومه که وقت گذاشتی .من یه پیشنهاد داشتم که واسه وبلاگ جفتمون خوبه اونم اینکه به وب سایت منم سر بزنی و باهم تبادل لینک داشته باشیم از این به بعد مثل دو تا دوست خوب واسه هم میشیم بعد از اینکه لینک کردی خبرم کن تا با افتخار لینکت کنم
خانه دوست کجاست سه شنبه 18 فروردین 1394 03:32 بعد از ظهر
عجب دنیاییست!
در کله پزی ها هم 'زبان' از 'مغز' گرانتر است،درست مثل جامعه ای که چرب زبان ها از عاقلان ارزشمندترند...
سلام
پیش من هم بیاین خوشحال میشم
مونوبلاگ سه شنبه 18 فروردین 1394 03:26 بعد از ظهر
میخوای افراد بیشتری مطالبت رو بخونند؟


پس وبلاگت رو توی سایت مونوبلاگ بساز
www.monoblog.ir

مونوبلاگ اولین سیستم وبلاگدهی فارسی تایید شده توسط موتور جستجوگر گوگله!!

همیشه مطالب صفحه اول گوگل قرار میگیره!!!


!!!!!!وبلاگسازی مدرن رو با مونوبلاگ تجربه کن!!!!!!

www.monoblog.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور