تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : شنبه 29 فروردین 1394
نظرات
ﻗﻬﺮ ﻧﮑﻦ ﻋﺰﯾﺰﻡ ! ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﭘﺸﺖ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﺎﻣﺎﻥ ﺳﻮﺕ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﺪ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﺑﺎﺩ ﺷﮑﻮﻓﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﻟﻮﭼﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﺍﻧﺪ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺖ ﭘﺎﺷﻮ ﻋﺰﯾﺰﻡ ! ﺑﺮﺍﯾﺖ ﯾﮏ ﺳﺒﺪ ،ﮔﻞ ِ ﻧﺮﮔﺲ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﺎ ﻗﺼﻪ ﯼ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﻭﯼ ﭘﻞص ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﻭﯼ ﭘﻞ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﻭﯼ ﭘﻞ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻨﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﻭﯼ ﭘﻞ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ . -

مرتبط با: زندگی , خاطرات ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
chocolate پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 12:37 قبل از ظهر
First of all I want to say superb blog! I had a quick question that I'd
like to ask if you do not mind. I was interested to know how you center yourself and clear
your mind prior to writing. I have had a hard time clearing my thoughts in getting my ideas out.
I do enjoy writing but it just seems like the first 10 to
15 minutes are usually wasted just trying to figure
out how to begin. Any suggestions or hints? Many thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور