تبلیغات
قصه هــــای جوجه بیشعـــور - برگشتم
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : جمعه 27 آذر 1394
نظرات
 سلام
واقعا بیشعورم .. نه ؟ !
تقریبا دوماه بود که نبودم ...
نه ؟ !
چرا واقعا ؟
خودمم نمیدونم .
چی بگم والا
امید وارم که وقتم اجازه بده که بیام ...
همینه دیگه زندگی
وقتی آدم بزرگ میشه درد سر هاشم زیاد میشه
 کار
زندگی
زن
بچه
ی لقمه نون
اووووووف ...
واقعا خدا صبر و توانایی درک و صبر برای تحمل سختیای مسیر زندگی رو عنایت کنه
انشالله
روز جمعه همتون بخیر و نور انشالله
مارو هم دعا کنید .



مرتبط با: زندگی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
How do you get taller in a day? شنبه 18 شهریور 1396 07:33 بعد از ظهر
After looking at a few of the blog posts on your blog,
I honestly appreciate your technique of writing a blog. I
added it to my bookmark website list and will be checking back
in the near future. Take a look at my web
site as well and tell me how you feel.
foot pain سه شنبه 14 شهریور 1396 07:03 بعد از ظهر
Paragraph writing is also a excitement, if you be acquainted with after that you can write or
else it is complex to write.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور