تبلیغات
قصه هــــای جوجه بیشعـــور - جاذبه
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



 
 
نویسنده : جوجه بیشعور
تاریخ : پنجشنبه 1 آذر 1397
نظرات
تو اونقدر جاذبه داری اتاقت مرکز دنیاست
ببین دیوارم عاشق شد تو حتی سایه تم زیباست



نگاهت خاص تر میشه جلو آینه که می شینی
جهان من تو چشماته تو مشغول جهان بینی



تو خونه اشک می ریزی هوای کوچه بد میشه
غماتم مثل زیباییت از این دیوار رد میشه
ترانه آهنگ جاذبه از فریدون آسرایی

نمی دونی ولی هربار که تو چشمات غم داری
روی حال همه دنیا داری تاثیر می ذاری



جلو آینه بشین شاید زمین یه جای بهتر شه
بذار زیبایی تو دنیا یه لحظه دو برابر شه


تو خونه اشک می ریزی هوای کوچه بد میشه
غماتم مثل زیباییت از این دیوار رد میشه

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
یکی بود و ...
اما او همچنان هست
بنام پروزدگاری ک از عشق خود بر وجود من دمید
بنام حضرت دوست که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
داستان از همونجا شروع شد
که همون یکی نبود اول داستان، اومد و شد همه قصه آدم
مصداق شعر حافظ شد که میگه:
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
.
.
.
از قصه جوجه بیشعور چیز زیادی برای تعریف کردن ندارم
از جوجه بیشعور فقط ی یادگاری میتونم بهتون بدم ، اونم اینکه
" تن آدمی شریف است به نام آدمیت "
و آدمی بدون معنای عشق هیچ است و هیچ است و هیچ
.
.
.
آرزو میکنم عاشق باشید
اگر نیستید ، بشید
اگر شدید بر قلب خود استوار باشید
و اگر استوار بودید مصداق آیه " وجه ربک" میشید
.
.
.
به امید کسب همه عشق های دنیا


جوجه بیشعور